یک شنبه 31 شهريور 1398

نگارگری:

نگارگری یا نقاشی سنتی ایرانی فرایندی است که طی آن رنگ برروی سطح بوم یا کاغذ به وسیله قلمو ایجاد نقش می کند .در حقیقت نگارگری مفهوم عام دارد و روش ها و سبک های گوناگون نقاشی ایرانی شامل می شود چه آنها که در کتاب  و نسخه های خطی صورت گرفته و چه آنها که بر در ودیوار بناها و بوم های دیگر انجام شده است .درنحوه اجرامیتوان گفت استادکار پس از آماده سازی سطح کارکه بسیاربااهمیت نیزمیباشد طرح رابه وسیله قلم موهایی بااندازه های مختلف بربوم نقش اندازی،قلمگیری وسپس بارنگهای محلول درآب رنگ آمیزی میکند.بهترین قلموهاازموی گربه،سنجاب وسمورمیباشدکه ضمن مجعدنشدن بسیارانعطاف پذیرمیباشند .پس ازرنگ آمیزی نقاشی قلمگیری وپردازمیشودوجزئیات کاردرآن تکمیل میگردد.هنرمند نگارگر در بهترین حالت کار خویش آنچه را که در پرده خیال دیده است به تصویر می کشد. وی فضایی را خلق می کند که ضمن به کارگیری عناصر جسمی، روابط مادی در آن به گونه ایی دیگر بیان شده است.عالمی که این نقاشان تصویر می کنند عالمی است که متفکران و فلاسفه آن را اقلیم هشتم یا عالم مثال نامیده اند.هدف این هنر نمایان ساختن فضایی است که با فضای عادی و جسمانی متفاوت است .حضور چنین قلمرویی در نقاشی ایرانی به زبان رمز، تمثیل و تخیل و روشهای خاص آن ممکن می گردد. نگارگری در ایران نه تنها سابقه کهن دارد بلکه در همه هنرهای ایرانی به گونه ای عمیق نفوذ نموده است و به عنوان رشته ایی پایه در خور توجه می باشد.اولین آثاری که بتوان  نام نقاشی بر آنها نهاد،در غار دوشه لرستان با حدود هشت تا ده هزار سال قدمت است .با ورود اسلام به ایران نگارگری بیش از هر چیز در مصور سازی کتب جلوه نمود. اولین بار درتاریخ ایران مصور سازی کتب به شکل کارگاهی و در مجموعه ربع رشیدی انجام گرفت که این امر حاکی از پیشرفت نگارگریایران می باشد.در دوره های مختلف هنرمند ایرانی با ذوق و سلیقه خویش ترکیب بندیها و تغییرات گوناگونی را در نگارگری دنبال نمود ند که موجب خلق مکاتب هنری بسیاری در این زمینه گردید مانند مکتب بغداد،مکتب اصفهان ،مکتب بخارا و مکتب تبریز ومکتب شیراز و..... هر کدام از این مکاتب ویژگیهای  منحصر به فرد خودشان را دارند ولی به طور کلی مهمترین ویژگی ایرانی تجلی برتری جهانی تمثیلی و تخیلی برجهان عینی محسوس می باشد.ازمیان شاخصه های این نقاشی می توان این موارد  را برشمرد:حذف پرسپکتیو ،گسترش فضا از پایین به بالا ،قرارگرفتن در تصویر به لحاظ مرتبه معنوی و مادی ،عدم وجود منبع نور درصحنه ،استفاده از رنگهای درخشان و تخت و متنوع ،عدم حجم سازی و و سایه روشن انداختن،اهمیت یکسان انسان و طبیعت .در ادامه این روند مکاتب نو و شیوه ها ی متفاوتی  وارد نقاشی ایران می گردد ولی نقاشی سنتی با پشتوانه ای غنی همچنان جایگاه خویش را حفظ نموده است .